خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





00:22

    دیشب گفت میرم حمام ُ میام بهت زنگ میزنم یکی دوساعت گذشت اما خبری ازش نشد منم چون شارژ نداشتم مجبور بودم هی درخواست تماس بدم ولی اصلا زنگ نمیزد منم عصبی شدم ُ بهش اس دادم که دیگه نمیخواد بهم زنگ بزنی بعد بلافاصله زنگ زده با داد و ی لحن بدی بهم میگه چته چی شده ُ این حرفا اینقد از لحن حرف زدنش بدم اومد ُ بهم برخورد یاد وقتی افتادم که بخاطر دختر عمه دگوریش باهام بد حرف زده بود خلاصه منم ناراحت شدم بهش اس دادم که اجازه نمیدم باهام اینجوری حرف بزنی ُ رفتار کنی بهش گفتم من نه زنتم نه قرار زنت بشم پس اجازه ندادی اینجوری باهام حرف بزنی تهشم بهش گفتم دیگه حتی نمیخوام دوست دخترت باشم و تمام اونم از خدا خواسته کاملا پذیرفت ..بهشم گفتم صبح هم اس صبح بخیر نده جوری که انگار چیزی نشده .. 


    با بقیه خوب رفتار میکنه ُ وقت داره اما همین که به من میرسه وقت که نداره هیچ تمام مشکلاتشم یادش میاد من با کی شانس داشتم که با اون داشته باشم .. 



    این مطلب تا کنون 31 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : گفتم ,باهام ,بزنی ,
    00:22

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر